مقدمه
«اژدر» در مرکز بامیان و بند امیر در شهرستان یکاولنگ، از جاهای بسیار دیدنی و مشهور این استان میباشند که در جریان سال، مردم از سراسرِ افغانستان و حتی برون از کشور برای دیدن این دو مکان تاریخی و فرهنگی میآیند. ساختار افسانهی اژدها در بامیان به شکل اسطوره است. یعنی میگویند که این اژدها سالها قبل توسط حضرت علی(ع) کشته شده است. درباره اسطورهی بند امیر نیز روایتهای گوناگون است که در ادامه به صورت مفصل به آن پرداخته خواهد شد.
در این نوشته به روش تحلیلی-توصیفی و با تکیه بر کتابها و مقالات انجام شده، به بررسی روایتِ اژدر و بند امیر بامیان، از بٌعدهای مختلف پرداخته خواهد شد. در ضمن به بعضی مشاهدات و تجارب نیز اشاره خواهد شد.
روایت بند امیر و اژدر
دربارهی بند امیر روایتهای گوناگون وجود دارد که یکی از آنها اینگونه است:
«روزی مردی از اهالی بامیان که از ظلم پادشاه آن سرزمین گریخته بود و فقر و استیصال گریبانگیرش شده بود، خدمت حضرت علی(ع) رسید و تقاضای مساعدت نمود. حضرت به سوی مسجد روانه بود و هنوز ساعتی به وقت نماز مانده بود. پس به آن مرد فرمود چشمانت را فروبند. پس از لحظهای چون چشم گشود، خود را در ملک بامیان دید. این سفر به طریق طیالارضی صورت گرفت. مردم آن سرزمین در آن هنگام کافر بودند. حضرت فرمود که مرا به عنوان یک غلام که کارهای شگفتانگیز و خارقالعاده میکند، به سلطان بفروش. آن مرد مولا را به پادشاه فروخت و به وزن آن بزرگوار زر دریافت کرد. آنگاه مولا علی در انتظار دستور سلطان ماند. شاه بامیان سه کار مهم را پیش کشید: یکم. اژدهای خوفانگیز بامیان را نابود کند؛ دوم. طغیان رودخانه را ببندد و مهار کند؛ سوم. علی عرب را دستبسته نزد پادشاه حاضر کند. حضرت قبول کرد. اول اژدهای بامیان را با ذولفقار به دو نیم کرد که هفت بچهی اژدها به هفت نقطهای از سرزمین بامیان پرتاب شد. دوم به طرف مهار کردن رودخانه رفت که باعث نابودی خانههای اطراف و زمینهای کشاورزی شده بود. هزار نفر در آنجا کار میکردند تا آب رودخانه را مهار کنند. حضرت آنها را آزاد کرد. خودش یک تکه از کوه را برکند و آن را در رودخانه گذاشت و سدِ عظیمی به وجود آمد که تا کنون پابرجاست. سوم حضرت به نزد پادشاه رفت و فرمود: دو شرط تان را به جا آوردم. اکنون برای شرط سوم حاضرم. دستهای مرا به زنجیر ببندید که همان علی عرب من هستم.

حاضرین در شگفت شدند. جلاد دست حضرت را بست تا سر از بدنِ وی جدا کند. اما مولا با فریاد الله اکبر تمام بندهای آهنین را از هم درید و پادشاه و مردم که این صحنه را دیدند، همگی مسلمان شدند. (خاوری، 1392: 276-278) این روایت یکی از روایتهای است که در بین مردم عامه برجسته است. مردم عامه افسانهی اژدها و اسطورهی بند امیر را به حضرت علی(ع) نسبت میدهند. اینکه این روایت و روایات مشابه به چه اندازه صحت دارند یا دروغی بیش نیست، به دو نکتهی زیر اشاره میکنیم:
1- بومیان محل، تشکیل دریاچۀپهی بند امیر را به امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) نسبت دادهاند که افسانهای بیش نیست چون بر اساس مدارک و شواهد تاریخی، حضرت علی(ع) هیچگاه پا به افغانستان نگذاشته است. در واقع مواد آهکی در آب، با فعل و انفعالاتی که صورت گرفته، طی میلیونها سال، سدی برای خود پدید آورده است؛ به این معنی که کربنات کلسیم، به هنگام طغیان آب دریاچهها در آب متلاطم تهنشین شده و بدینسان لبهی آهکی صخرهمانندی همچون لبهی سنگنمای اطراف چشمههای آب گرم به وجود آمده است. بنابر روایت محمدعظیم عظیمی: «در سال 1356 ش یک هیئت از کشور چکسلواکی برای مطالعه و بررسی دریاچهی بند امیر به افغانستان آمد و دربارهی دریاچهی بند امیر اظهار نظر کرد: بند امیر یک بار تخریب شده و از عمر تشکیل دوبارهی آن سه میلیون سال میگذرد. بنابر تحقیقات دانشمندان آلمانی، عمق این دریاچه به 64 متر میرسد.» (نعیمی، 1398: 192-193؛ 146).
به نظر میرسد نام بند امیر هم به گذشتههای خیلی دورتر از دورهی اسلامی مربوط میشود. قرار نوشتهی استرابون جغرافیانگار یونانی قرن یکم میلادی که گوید: در امتداد خیابان عمومی از باکتریا به اسکندریه قفقاز (کاپیسا-پروان) به اسمی بر میخوریم به نام بندوبین (Bandobene). تارن مورخ و خاورشناس معروف غربی در زمینه تحقیقاتی کرده، گوید که این همان بند امیر بوده است. دکتر حسین یمین میگوید: «بدینگونه بند امیر اول بندوبین یعنی بندآبین بوده. این وجه تسمیه با وضع طبیعی این بند موافق مینماید، زیرا بند امیر از نگاه رنگ آبی و نیلی به نظر میآید.» (همان منبع،193؛ 147).
بر اساس تحقیقات و بررسیهای که توسط هیئتی از کشور چکسلواکی در سال 1356 و همچنان نظر استرابون جغرافیادان یونانی دربارهی نام و موقعیت بند امیر در میابیم که اسطورهی بند امیر را که به حضرت علی(ع) نسبت داده میشود، دروغ است. چون بر اساس این تحقیقات عمر بند امیر به قرنها قبل از دورهی اسلامی برمیگردد.
2- امیل دورکیم فرانسوی مثل دیگر تطورگرایان، همیشه از این فکر حرکت میکرد که هر رفتار اجتماعی و شکل جدید حاصل یک سیر تاریخی است. (فکوهی، 1398: 237) یعنی دورکیم به این باور است که ریشهی باورها و رفتارها به گذشته برمیگردند. یعنی در پهنهای از تاریخ، جریان و رویدادی به وقوع پیوسته تا این باورها و رفتارها منشاء گرفته و به نسلهای بعدی رسیدهاند. اگر به بعضی از نمودها و نامها در بند امیر نگاه کنیم به این نتیجه میرسیم که ممکن است بین بند امیر و حضرت علی(ع) نسبتی وجود داشته باشد. مثلاً یکی از آن موارد نامهای بعضی از بندها است: بند امیر، بند ذولفقار، بند دٌلدٌل و غیره. یا بعضی رفتارها و عملکردهای که عدهای از مردم به آن باور داشته و به نتیجه هم رسیدهاند. مثل واسطه قرار دادن، استعانت کردن و شفا خواستن که هر کدام تشریفاتِ مختص به خودش را دارند.
سیدنبی عطایی مقالهی را تحت عنوان «داستانهای محیط زیستی سنتی مردم بومی از دریاچهی بند امیر بامیان» نوشته کرده است. او مقالهی خود را با روش کیفی انجام داده و از مردم محل و اطراف بند امیر مصاحبه گرفته است. وقتی به یافتههای این تحقیق نگاه میکنیم عدهای از مردم به هدفِ مداوای بیماری، شفای مریضان و استعانت به بند امیر میروند و نتیجه هم میگیرند. اما برخی به این باورند که این باورها اساس دینی و اسلامی ندارد. همهای جهان و سیارات تحت ارادهی خداوند است و بند امیر از معجزات طبیعی در جهان است. (عطایی، 1398: 13) پس در اینجا نیز به دو باور میرسیم که بند امیر معجزهی طبیعی دارد و همچنان بعضی نمودها و باورها آن را به حضرت علی نزدیک میدانند.
نتیجه:
بند امیر و اژدر از مکانهای دیدنی و قابل توجه در بامیان اند. مردم با رویکردهای مختلف به این مکانهای دیدنی میروند. بعضی با رویکرد دینی، بعضی برای سیاحت و برخی هم برای تحقیق و پژوهش. بند امیر صرفِ نظر از اینکه از نظر زیستی و محیطی اعجابانگیز است، یک مکان تاریخی و فرهنگی نیز به حساب میآید که از یک دیدگاه، قدامت آن به دورهی اسلامی و از دیدگاه دیگر، به قرنها قبل از دورهی اسلامی بر میگردد.
باید متذکر شد که هیچ تحقیقی به طور بایسته جامع و کامل نیست. در این زمینه و زمینههای مرتبط بایستی تحقیقات مختلفِ تاریخی، باستانشناسی و انسانشناسی انجام بِشوند تا زاویای مختلف این محیط فرهنگی و تاریخی کشف و برجسته شوند.
کتابنامه
خاوری، تقی. (1392)، مردم هزاره و خراسان بزرگ. چاپ اول، تهران: مؤسسهی انتشارات عرفان.
فکوهی، ناصر. (1398)، انسانشناسی: اندیشمندان، نظریه و کٌنش مجموعه مقالات و گفتوگوهای ناصر فکوهی. چاپ اول، تهران: اندیشه احسان.
نعیمی، شاه محمود. (1398)، افغانستان به روایت دیگر: جغرافیای تاریخی و ماندگاری باستانی. کابل: نشر پرند. عطایی، سیدنبی. (1398)، داستانهای محیط زیستی سنتی مردم بومی از دریاچههای بند امیر استان بامیان افغانستان. دانشگاه تهران، دانشکده محیط زیست.
منبع: انجمن سیدگیان
لینک:
https://sayedkayan.org/fa/archives/1728
نظر شما